X
تبلیغات
علی سلیمانی
تست ها ونکته های فوق کنکوری عربی 100%تضمینی
 

 

 

هدیه ای گرانبها به همه ی کنکوری های عزیز

تمام نکات فوق کنکوری عربی دراین جزوه که بصورت پی دی اف تهیه شده

می تواننید بصورت رایگان دریافت کنید.

 

دانلود نکات کنکوری عربی 2و3  

نویسنده علی سلیمانی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 16:16  توسط ح-س | 
بابل
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392ساعت 10:18  توسط ح-س | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392ساعت 10:14  توسط ح-س | 

نکات کنکوری و تستهای مفهومی

 فلسفه و منطق و عربی ۲و۳

صد در صد تضمینی

 

گرد آورنده : علی سلیمانی


برچسب‌ها: علی سلیمانی نکات عربی کنکور عربی دبیرستان صغاد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 17:55  توسط ح-س | 
زیر بید مجنون                

ظهر پنجشنبه معلم پنج پایه ی مدرسه ی ابتدایی روستا بچه هل را به صف کرد و آخرین توصیه ها را گفت: درس هایتان را برای روز شنبه مطالعه کنید.مجتبی تو باید موهایت را اصلاح کنی   محمد تو روز شنبه مادرت را به مدرسه بیاور  علیرضا مقاله یادت نرود

آقای سماواتی معلم مهربان مدرسه چند سال پیش خانواده اش را در تصادفی وحشتناک از دست داده بود  و حالا در مدرسه روزگار میگذراند .

در حیاط مدرسه بید مجنون پر رمزو رازی بود که معلم هنگام نماز سجاده اش را زیر آن پهن میکرد دست های آسمانیش را به طرف خدا میگرفت و با محبوب خود رازو نیاز میکرد.

در بین دانش آموزان مدرسه چند نفرشان یتیم بودند و محبت گمشده ی خود را در و جود پر مهر معلم جست و جو میکردند.مثل مجتبی محمد علیرضا

مجتبی روح حساس تری  داشت طاقت نمی آورد هر روز مادرش را ببیند که بر تاول های کهنه شده ی دست هایش  پماد میزند میخواست درس بخواند تا در آینده کمک خرج خانواده باشد .

آقای سماواتی نیز به آب و آتش میزد تا دانش آموزان را با شیوه ای جدید با سواد بار آورد و گاهی در اوقات بی کاری برای بچه های فقیر مدرسه دستکش هایی میبافت که مبادا دستشان یخ کند .او در رویا  های خود به دنبال روزی میگشت تا امید و لبخندو شادی را برای کودکان معصوم به همراه داشته باشد .

دانش آموزان یتیم مدرسه مثل مجتبی مثل محمد و علیرضا هر گاه دل های کوچکشان میگرفت دوان دوان به مدرسه می آمدند و در کنار معلم زیر بید مجنون دور هم مینشستند و برای چند لحظه غصه هایشان را فراموش میکردند. بعضی از دانش آموزان مدرسه نیز دوست داشتند گوشه ای پنهان شوند تا مناجات های آتیشین معلم را بشنوند و آسمانی شوند .

حالا روز شنبه بود روستا بر اثر قهر زیرو رو شده بود عده ای سراسیمه به طرف مدرسه به راه افتادند و معلم را از زیر آوار بیرون کشیدند آقای سماواتی نمی دانست آنچه میبیتد در خواب است یا بیداری.خدا کند در خواب باشد.

او افتانو خیزان به طرف کلاس پنجم به راه افتاد و پا به درون کلاس گذاشت.صندلی های خالی با او هزار حرف نگفته داشتندخدایا :چرا بچه ها به مدرسه نیامده اند؟ چرا روی صندلی بچه ها خزان نشسته ؟ مجتبی و محمدو علیرضا ... خدایا ... .

بی قرار و دلواپس بود به ناچار به راه افتاد به زیر بید مجنون پر رمزو راز مدرسه رسید پیشانی اش را که نور خدا در آن موج میزد روی خاک های مقدس مدرسه گذاشت او باید پیش بچه ها میرفت مبادا باز هم دل های کوچکشان بگیرد.

باد آرام آرام بر روی قامت بلند او خزان میپاشید و در بالای بید مجنون هزاران پروانه ی قشنگ در حال تولد بودند .

(علی سلیمانی )                        

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت 18:22  توسط ح-س | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
علی سلیمانی فارغ التحصیل دانشگاه تهران در رشته ی الهیات و معارف اسلامی و ساکن صغاد است
او علاقه ی زیادی به نویسندگی دارد و تاکنون 18 داستان با مضمون توسعه ی معنویت در سینمای ایران نوشته است.

پیوندهای روزانه
آموزش زبان عربی
راهنمای عربی
کتابهای عربی
معلقات سبعه
ترجمه دروس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1392
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
آرشیو موضوعی
نکات عربی
روش های تست زنی در کنکور
نکات فلسفه
قواعد عربی
عربی2
عربی3
یاد گیری عربی
تست های کنکور
برچسب‌ها
علی سلیمانی نکات عربی کنکور عربی دبیرستان صغاد (1)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM